الملا فتح الله الكاشاني

191

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نظر كردن در آن عبادتست و مجاهد گفته كه خاشع آنست كه چشم بر هم نهد از ترس خدا و گويند خشوع آنست كه مصلى نداند كه بر راست و چپ او كيست و اقوى آنست كه خشوع حضور قلبست نزد معبود و توجيه همم و عزايم و ارادات به او در جميع احوال نماز و صرف نظر در مواضعى كه در شرع مقرر شده چون صرف آن در حال قيام بموضع سجود و حال ركوع بما بين رجلين و حال سجود به طرف انف و حال تشهد بحجر خود و حال قنوت به باطن كفين و واسطى گفته كه خشوع اداى نماز است للَّه فى اللَّه بدون ملاحظهء اعراض و اعواض و در بحر الحقايق مذكور است كه خشوع در ظاهر آنست كه سر بپيش افكنده و ديده از التفات چپ و راست منع كند و قرائت او از روى حضور قلب بود و در باطن آنكه خواطر و هواجس را منع كند و بالكليه توجه بمولى نمايد و در بحر شهود مستغرق گشته از شعلهء نار ظهور انوار جلال و جمال بگدازد و محققى گفته كه در نماز اول از خود بىخبر بايد شد پس طالب وصول بقرب ربانى بايد شد چنان كه در اخبار صحيحه آمده كه در روز احد پيكان مخالفين در بدن مبارك امير المؤمنين ع نشست و از غاية وجع نتوانستند كه آن را بيرون آورند صورت حال را به حضرت رسالت ص عرض كردند فرمود كه در وقتى كه وى در نماز باشد پيكان را از بدن او بيرون كشيد چه توجه او در اين حال به حضرت عزت بر وجهيست كه خود را فراموش مىكند و از ما سوى بى خبر مىشود پس چون به نماز مشغول شد جراح را آوردند و پيكان را از بدن اطهر او بيرون آوردند و خون بسيار بر سجادهء آن حضرت ريخته شد و چون از نماز فارغ شد و آن خون را مشاهده نمود پرسيد كه اين خون چيست گفتند كه در حينى كه پيكان از بدن شما بيرون آورديم اين خون از آن جراحت بيرون آمد فرمود كه بخدايى كه جان على در قبضهء قدرت او است كه در نيافتم و واقف نشدم كه شما در چه وقت بدن مرا شكافتيد و پيكان را بيرون آورديد ابو هريره روايت كرده از پيغمبر ص كه چون بنده در نماز ايستد خداى تعالى به نظر رحمت در وى نگرد و چون بجاى ديگر نظر كند حق سبحانه گويد كه اى بندهء مؤمن من به تو مينگرم تو بكه مينگرى روى به من آور كه از من بهترى نيست عطا گويد كه خضوع در نماز آن باشد كه در نماز بجوارح خود بازى نكند و تمطى و تثاوب و فرقعه و تشبيك و تقليب حصا و شبه آن از او صادر نشود و در خبر آمده كه رسول ص مردى را ديد كه نماز ميگذارد و دست بمحاسن خود فرود ميآورد فرمود كه اگر دل اين مرد خاشع بودى اعضاى وى نيز با خضوع بودى ابو ذر غفارى از پيغمبر ص روايت كرده كه چون يكى از شما روى به نماز آورد رحمت خدا روى بوى آورد پس بايد كه بنده بسنگريزهء مسجد و غيره بازى نكند و بالكليه متوجه او سبحانه شود مرويست كه حسن بصرى مردى را ديد كه بسنگريزهء مسجد بازى مىكرد و در تعقيب نماز ميگفت ( اللهم زوجنى من الحور العين ) حسن گفت بئس الخاطب انت تخطب و انت تلعب بد خطبه كنندهء از خداى طلب حور ميكنى و